یک مرخصی 5 ساله - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
سلام می خوام یه 5 سالی دست از سر این وبلاگ بردارم تا وقتی که آن شرلی فسقلی ما بزرگ بشه و بیاد وردست خودم و آجر وبلاگ رو پرت کنه بالا و با هم اینجا رو بسازیم. پس در پایان خرداد سال 1397 منتظر دو عملۀ ماهر باشید!
مرده بودم! - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
این مطلبی که رمزدارش کردم، فقط یه رویاست که دیشب دیدم. چون هرکی یه رویا رو بشنوه با تفکر خودش و به طور اتومات یه تعبیری براش میاره، صلاح نیست آشکار باشه ولی لازمه نوشته بشه تا هر چند وقت یکبار بهش مراجعه کنم و به خاطر بیارمش.ببخشید عزیزانم.
48 - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
امروز بچه ها امتحان شیمی داشتند. من مراقب امتحانی دوم تجربی ها بودم. خوب... رشته خودمم شیمی هست هرچند دو سالی هست که تدریس ندارم ولی درطول دوران تدریسم شیمی 2 عشق من بوده. هر 4 سال دبیرستان رو تدریس کردم ولی همیشه از تدریس شیمی 2 لذت می برم. پایۀ شیمی هست و مباحثش از نظر من شیرین ترین و چالش برانگیز...
مسابقه با جایزه واقعی! - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:35
مشکل فشار خونم حل میشه انشالله! فعلا مسئلۀ مهم، اون نیست!   از امروز تا دوم خرداد مهلت دارین که حدس بزنین علت کیپ شدن گوشام چی بوده (فشار خون نبود، سرماخوردگی و عفونت هم نبود!) به برنده یک بسته لواشک ترش + یک بسته پفک خیلی گنده جایزه داده می شود. قول میدم اونم قول خاموشی! راهنمایی: فقط همینقدر بدونی...
47 - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
شدم مث این پیرزنا که هرجا می شینن آه و ناله می کنن!ایش!
46 - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
سلامشرمنده بابت آپ قبلی.گوشام هنوز بسته ان ولی خوب میشم حتما. درنتیجه ببخشید که لوس بازی درآوردم. آپ قبلی رو مخفی می کنم که دیگه باعث نگرانی کسی نشم.و اما:فصل امتحانات هست و بچه ها با ترس و لرز میان مدرسه. توی حیاط همهمه می کنن و تند و تند کتاباشون رو ورق می زنن بلکه یه ذره به اطلاعاتشون اضافه بشه و...
44 - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
سلامخوب... امروز ما مسابقه داشتیم. گفته بودن ما شش گروه شرکت کننده هستیم. سه منطقه از مشهد (ما دو تا منظقه ای که مربی یکسان داشتیم + تبادکان که میگن توی سرود حرف اول رو می زنه) و سه تای دیگه هم از شهرهای قوچان و کاشمر و نیشابور. امروز متوجه شدیم که کاشمر دو گروه داره. آقایون و خانم ها! هرکدومشونم دو...
43 - تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 20:32
خوب... آن شرلی نازنینم اون کنار اسمش می مونه که وقتی 15 سالش تموم شد، و یه دختر خانوم نوجوون و قوی شد، بیاد و همراه خاله وبلاگ بنویسه. آخه اگه پلیس بفهمه که خاله خاموش یه دختر خانوم 10 ساله رو آورده توی نت، دستگیرش می کنه و خاموش بیچاره بدبخت میشه! ==============فردا، جمعه، آخرین تمرین سرود ماست و ش...